X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 7 دی 1388
وقت ماندن نیست باید رفت

مگر احساس چه رنگی دارد ؟

مگر اینجا چه شوری دارد ؟

مگر آنجا چه دردی دارد ؟


احساس دلم بی رنگ است

شور دلم بی حال است

و دردی هست اینجا


که به گمانم گویند

فراموشی


که خود را در خود

که دیروز را

و امروز را

و هر چه که بود را


فراموش خواهی کرد


و تو میشوی و

یک مشت خاطره ها


و صدایی که دیگر

هیچ نخواهد  آمد به گوش

نزدیک تر از جان به گوشت دیگر


و نگاهی که نخواهد شد با تو عجین


مگر آنجا چه خبر بود؟

مگر اینجا چه کسی بود ؟

مگر احساس چه رنگی داشت ؟


از آنجا خبری هیچ نمیدانم باز

ولی اینجا شوره زاریست بی طاقت آب


اینجا که کسی نیست

ولی آنجا دلی هست بی قرار و بی تاب


و آنجا احساسی رنگ جنون دارد و بس تنگ است


وقت ماندن نیست

باید رفت

وقت گفتن نیست

باید شنید

وقت از خود ساختن و بافتن نیست

باید گریخت 


*سیمین *


http://www.southlenz.com/various%20gallery/images/bench.jpg




کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ